مولانا جلال‏الدين محمد بلخى در مثنوى ( مثنوى، دفتر ششم، بيت 479 - 482 (   اين چنين به اين روايت اشاره كرده است:

 

از ترهب نهى كرده‏ست آن رسول

بدعتى چون درگرفتى ؟ اى فضول!

جمعه شرط است و جماعت در نماز

امر معروف و ز منكر احتراز

رنج بدخويان كشيدن زير صبر

منفعت دادن به خلقان همچو ابر

خير ناس آن ينفعُ الناس اى پدر!

گرنه، سنگى، چه حريفى با مَدَر

 

ترهب به معنی عزلت و گوشه گیری به شیوه ی راهبان و حدیثی که به آن اشاره شده است یعنی : رهبانیت و از دنیا بریدن در اسلام نیست .

و دوباره به حدیثی اشاره می کند که می گوید : بهترین مردم کسی است که خیرش بیشتر به مردم می رسد .  

در بیت آخر اشاره به این معن دارد که یک بنا از به هم پیوستن اجزاء سخت و سست پدید می آید و بنای زندگی اجتماعی هم بر این است که " رنج بد خویان کشیدن " و " منفعت دادن به خلقان" نیش و نوش زندگی باشد .

 

همچنين از آن حضرت روايت شده است:

هر مسلمانى كه گروهى از مسلمانان را خدمت كند، خداوند به تعداد آنها در بهشت به او خدمتكار مى‏دهد

 

عبادتى نبُود در جهان از آن بيشى

كه مرهمى نهى از لطف بر دل ريشى

به زير پاى تو جبريل، بالْ فرش كند

اگر پياده شتابى به كار درويشى.


 

نوشته شده توسط نازنین جمشيديان در شنبه 1387/10/28 ساعت 0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت